einig(er, -e, -es)
Adjektiv۱.
Indefinitpron.; Sing. ( => einige)
۲. قدری، کمی، اندکی، یک خرده
attr. (ein wenig)
با قدری حسنِ نیت
mit einigem guten Willen
هنوز قدری پول داشتم
einiges Geld hatte ich noch
۳. _ی؛ _هایی؛ مقداری؛ چند
attr. (nicht gerade wenig)
این کار دردِسرهایی/ مقداری دردِسر ایجاد خواهدکرد
das wird noch einigen Ärger bringen
من در این کار تجربههایی/ مقداری تجربه دارم
ich habe darin einige Erfahrung
هنوز مدتی/ چند وقتی طول خواهدکشید
das wird noch einige Zeit dauern
از فاصلۀ نسبتاً دوری، با قدری فاصله
aus einiger Entfernung
صد صفحهای، صد صد و بیست صفحهای
einige hundert Seiten
چند صد بسته سیگار
einige Hundert(e) Packungen Zigaretten
۴. چیزهایی؛ مطالبی؛ کارهایی؛ مواردی؛ شمهای
subst.; einiges
دستِ کم چیزهایی/ بعضی چیزها را میدانست
er wusste wenigstens einiges
من در این باره هنوز مطالبی برای گفتن دارم
ich habe dazu noch einiges zu sagen