wort dictionary

einheiraten

intransitiv

۱. [از طریقِ ازدواج جزوِ خانواده‌ای (ثروتمند) شدن یا در مالکیتِ شرکتی سهیم‌شدن]؛ (با خانواده ای) وصلت کردن

einheiraten in Akk.; [*][hat]

مثال‌ ها:

با خانواده ای وصلت کردن

in eine Familie einheiraten

از طریق ازدواج وارد یک شرکت (موسسه) شدن

in ein Unternehmen einheiraten