einhaken
۱. قلابکردن (به)، وصلکردن (به)
tr.; + in Akk. (befestigen)
۲. دست در دستِ کسی انداختن، بازوی کسی را گرفتن
sich bei jmdm. einhaken
۳. دخالتکردن، ایراد واردکردن
itr.; (im Gespräch)
۱. قلابکردن (به)، وصلکردن (به)
tr.; + in Akk. (befestigen)
۲. دست در دستِ کسی انداختن، بازوی کسی را گرفتن
sich bei jmdm. einhaken
۳. دخالتکردن، ایراد واردکردن
itr.; (im Gespräch)