wort dictionary

einfühlen

۱. خود را جای کسی گذاشتن؛ خود را در موقعیت کسی قرار دادن؛ چیزی (موقعیتی) را احساس‌کردن؛ [تئاتر:] در (نقشِ کسی) فرورفتن/ غرق‌شدن/ مستغرق‌شدن

[*]; sich einfühlen in Akk.

مثال‌ ها:

حالِ کسِ دیگری را احساس‌کردن

sich in die Stimmung eines anderen einfühlen