wort dictionary
FADE

egal

Adjektiv

۱. یکجور، مثلِ هم، یکسان

(gleichartig)

مثال‌ ها:

این دو کفش/ این دو قسمت یک جور نیستند

die Schuhe/ die beiden Teile sind nicht ganz egal

۲. علی‌السویه، یکسان، بی‌تفاوت؛ هر

(einerlei)

مثال‌ ها:

(برای من هیچ/ اصلا برایم) فرقی نمی‌کند/ (کاملاً) علی‌السویه است

das ist (mir ganz) egal

برای من مهم است/ علی‌السویه نیست که دربارۀ من چه فکر کنی

es ist mir nicht egal, was du von mir denkst

فرق نمی‌کند که گفته‌باشد، هر کس هم که این حرف را زده‌باشد

ganz egal, wer das gesagt hat

هر کاری می‌کند، به‌هر کاری که دست‌می‌زند

egal, was er tut

۳. مدام

Grammatik

POSITIVegal
KOMPARATIVegal
SUPERLATIVegal