wort dictionary

durchreisen

transitiv/intransitiv

۱. [سفر کنان] گذشتن/ رد شدن/ عبور کردن از؛ [نیز:] یکسره رفتن، یکسره سفر کردن، بدون توقف مسافرت کردن؛ (عبوری) مسافرت کردن

itr.; [*][ist]

۲. سفر کردن در، گشتن در

tr.; [hat]

مثال‌ ها:

ما تقریبا به نصف کشورهای جهان سفر کرده ایم

wir haben fast die halbe Welt durchreist