• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    durchbeißen

    transitiv

    ۱. (با دندان) پاره کردن؛ (با دندان) دو قسمت کردن

    tr.; [*][hat]

    ۲. موفق شدن؛ تلاش کردن؛ (با پشتکار و تلاش بر مشکلات) فائق آمدن

    [*]; sich durchbeißen

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی