آهنگ آلمانی
صرف افعال
اصلاحات روزمره
فلش کارت
davonfahren
intransitiv
صرفش کن
۱. سواره [به جایی یا از جایی] رفتن؛ حرکت کردن، به راه افتادن؛ (با وسیله ی نقلیه) رفتن
[*][ist]
×
حذف تبلیغات
اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانی
روزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمیگردد. رایگان.
ارتقا به عضویت ویژه
حذف آگهیها، تاریخچه و لیست علاقهمندیهای نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
تماس با ما
درباره ما
ارتقا عضویت
حریم خصوصی