• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    daransetzen

    transitiv

    ۱. به کار بردن؛ به کار گرفتن؛ صرف (کاری) کردن

    [*][hat]

    مثال‌ ها:

    همه ی نیروی خود را صرف رسیدن به این هدف کرده است

    er hat alle seine Kräfte darangesetzt, dieses Ziel zu erreichen

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی