• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    danebengehen

    intransitiv

    ۱. خطا رفتن؛ (به هدف) نخوردن؛ اصابت نکردن

    Schluss usw.; [*][ist]

    ۲. با جایی نرسیدن، نتیجه ندادن؛ نگرفتن؛ خراب شدن؛ با شکست مواجه شدن

    Versuch, Plan usw.; [*][ist]

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی