brotlos
Adjektiv۱. بیکار؛ بدون معاش؛ بدون درآمد؛ فاقد روزی
مثال ها:عبارات کاربردی:
بیکار شدن؛ [مج:] نان کسی بریده شدن
brotlos werden
نان کسی را بریدن/ آجر کردن؛ کسی را از نان خوردن انداختن
jmdn. brotlos machen
کار بی آب و نان (بدون درآمد کافی)
brotlose Tätigkeit