• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    borstig

    Adjektiv

    ۱. عنق، اخمو، بداخلاق، خشن

    Person

    ۲. تند، خشن

    Antwort usw., adv.

    ۳. که موی زبر/ خارخار دارد

    Tier

    ۴. زبر، سیخ، سیخ سیخی [عا]

    Haar

    Grammatik

    POSITIVborstig
    KOMPARATIVborstiger
    SUPERLATIVam borstigsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی