• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    bleich

    Adjektiv

    ۱. رنگ پریده؛ رنگ باخته

    => blass 1,2

    مثال‌ ها:

    از ترس رنگش را باخت

    er wurde bleich vor Schreck

    Grammatik

    POSITIVbleich
    KOMPARATIVbleicher
    SUPERLATIVam bleichsten
    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی