beziehungsweise
kausal۱. یا به عبارت بهتر، یا بهتر بگوییم؛ یعنی در اصل
oder vielmehr
مثال ها:
با او آشنا بود (یا) به عبارت بهتر دوست بود
er war mit ihm bekannt beziehungsweise befreundet
۲. (بترتیب...) و؛ یکی...و یکی...؛ یا؛ بسته به مورد یا...یا؛ یا همچنین
und im anderen Fall
مثال ها:
آن سکه های پنج و دو فنیگی (بترتیب) نیکلی و مسی بودند
die Fünf- und Zweipfennigstücke waren aus Nickel beziehungsweise aus Kupfer
دو کتاب یکی به زبان انگلیسی و یکی به آلمانی
zwei Bücher in englischer beziehungsweise deutscher Sprache
شناسنامه یا [در صورتی که کسی شناسنامه ندارد] گذرنامه
Personalausweises beziehungsweise Reisepässe
من دو عدد بلیت (کارت ورودی) سفارش خواهم داد یا سه عدد اگر دوست تو هم بیاید
ich werde 2 Eintrittskarten bestellen, beziehungsweise 3, wenn dein Freund auch mitkommen will