bespielen
transitiv۱. ضبط کردن (صدا؛ تصویر)
[hat]
مثال ها:
روی یک نوار ضبط کردن
ein Tonband bespielen
یک (نوار) کاست ضبط شده
eine bespielte Kassette
۲. (از یک جا یا محیط) برای بازی استفاده کردن
[hat]
مثال ها:
از یک زمین فوتبال برای بازی استفاده کردن
ein Fußballplatz bespielen