wort dictionary

belangen

transitiv

۱. اقامه دعوی کردن علیه، به دادگاه شکایت کردن علیه

[hat]

مثال‌ ها:

علیه کسی اقامه ی دعوی کردن (شکایت کردن)

jdn. belangen

۲. مربوط بودن

[hat]

مثال‌ ها:

چیزی که به من مربوط می شود

was mich belangt