aussitzen
transitiv۱. صبر کردن تا چیزی خود به خود حل شود/ بر طرف شود، منتظر ماندن، منتظر (حل مشکل؛ چیزی) نشستن؛ دست روی دست گذاشتن
Problem, Krise usw.; [*][hat]
مثال ها:
اقدام برای حل مشکل نکردن و منتظر برطرف شدن آن بودن
ein Problem aussitzen
۱. صبر کردن تا چیزی خود به خود حل شود/ بر طرف شود، منتظر ماندن، منتظر (حل مشکل؛ چیزی) نشستن؛ دست روی دست گذاشتن
Problem, Krise usw.; [*][hat]
اقدام برای حل مشکل نکردن و منتظر برطرف شدن آن بودن
ein Problem aussitzen