wort dictionary
FADE

ausprägen

transitiv

۱. نقش بستن در، نقش انداختن در؛ منعکس بودن در؛ آشکار/ نمایان/ هویدا بودن در؛ نمایان شدن

[*]; sich ausprägen in Dat.

۲. شگل گرفتن

[*]; sich ausprägen (sich formen)

۳. ساختن (از)،‌ درست کردن (از)؛ ضرب کردن [سکه]؛ مدال درست کردن

tr. (Medaille, Metall zu Münzen usw.); [*][hat]

۴. ظهور کردن؛ نمایان شدن

[*][sich]