auskundschaften
transitiv۱. کشف کردن؛ پی بردن به؛ شناسایی کردن؛ (با تحقیق و پرس و جو) در آوردن
Versteck; Geheimnis; Stellungen usw.; [*][hat]
۱. کشف کردن؛ پی بردن به؛ شناسایی کردن؛ (با تحقیق و پرس و جو) در آوردن
Versteck; Geheimnis; Stellungen usw.; [*][hat]