aushelfen
intransitiv۱. کمک کردن به؛ کار کسی را راه انداختن؛ کسی را از مخمصه نجات دادن (با دادن چیزی یا مقدار جزئی پول)
jmdm. aushelfen; [*][hat]
مثال ها:
می توانی چیزی/ ده مارک به من قرض بدهی (که کارم راه بیفتند؟)
kannst du mir (mit zehn Mark) aushelfen?
۲. (موقتا به جای کسی) کمک کردن، کمک دادن
bei einer Arbeit; [*][hat]