ausfressen
transitiv۱. [در مورد جانوران: ظرف غذای خود را ] خالی کردن؛ تا ته خوردن
[*][hat]
۲. جور چیزی را کشیدن
[*][hat]
۳. کار خلافی (ممنوعه) انجام دادن
[*][hat]
عبارات کاربردی:
دوباره چه دسته گلی به آب داد؟
was hat er denn wieder ausgefressen?
باز هم دسته گلی به آب داده
er hat wieder etwas ausgefressen ung.