ausbooten
transitiv۱. مرخص کردن، عذر کسی را خواستن، دک کردن؛ از میدان به در کردن، از شر کسی خلاص شدن
fig. (Minister; Konkurrenten usw.); [*][hat]
۱. مرخص کردن، عذر کسی را خواستن، دک کردن؛ از میدان به در کردن، از شر کسی خلاص شدن
fig. (Minister; Konkurrenten usw.); [*][hat]