auftakeln
transitiv۱. طنابهای دکلها و بادبانها را بستن، (کشتی را) آماده کردن
tr. (Schiff usw.)
۲. (زیادی) شیک و پیک کردن، حسابی بزک کردن، خود را غلوآمیز آرایش و زینت کردن
[*]; sich auftakeln
۱. طنابهای دکلها و بادبانها را بستن، (کشتی را) آماده کردن
tr. (Schiff usw.)
۲. (زیادی) شیک و پیک کردن، حسابی بزک کردن، خود را غلوآمیز آرایش و زینت کردن
[*]; sich auftakeln