wort dictionary

aufreiben

transitiv

۱. خود را از بین بردن،‌ خود را هلاک/ فرسوده کردن؛ رس خود را کشیدن

[*]; sich aufreiben

۲. از بین بردن، تحلیل بردن؛ توان/ طاقت کسی را گرفتن، (کسی را)‌ هلاک کردن [عا]؛ فرسوده کردن

tr. (jmds. Gesundheit, Kräfte usw.); [*][hat]

۳. (ساییدن و) زخم کردن، بردن، خوردن

tr. (wund reiben); [*][sich]

۴. نابود کردن (نیروهای دشمن)

[Politik]