aufbauschen
transitiv۱. باد انداختن در [باعث شدن که چیزی پف/ باد کند]
aufblähen; [*][hat]
۲. بزرگ کردن، گنده کردن [عا]، غلو کردن، اغراق کردن
Vorfall usw.; [*][hat]
۱. باد انداختن در [باعث شدن که چیزی پف/ باد کند]
aufblähen; [*][hat]
۲. بزرگ کردن، گنده کردن [عا]، غلو کردن، اغراق کردن
Vorfall usw.; [*][hat]