wort dictionary

antippen

transitiv

۱. آهسته زدن به [به شانه کسی و غیره]؛ لمس کردن

berühren; [*][hat]

۲. با احتیاط پیش کشیدن، محتاطانه به میان آوردن، (‌به طور گذرا) اشاره ای کردن به

erwähnen; [*][hat]

۳. استمزاج کردن (از)؛ سونداژ کردن [عا]،‌ مزه دهن کسی را فهمیدن

antippen bei jmdm. (anfragen); [*][hat]