wort dictionary

anschießen

transitiv

۱. (با تیر) زخمی/ مجروح کردن

Tier usw.; [*][hat]

مثال‌ ها:

(تیر خوردن و) زخمی شدن، مجروح شدن، جراحت برداشتن

angeschossen werden

۲. به باد انتقاد گرفتن، توپیدن به، به شدت انتقاد کردن

heftig kritisieren; [*][hat]

۳. بسرعت نزدیک شدن، مثل برق از راه رسیدن

angeschossen kommen