anlasten
transitiv۱. کسی را مسبب کاری دانستن/ در کاری مقصر دانستن، چیزی را نسبت دادن به
tr. jmdm. etwas anlasten; [*][hat]
مثال ها:
کسی را در کاری مقصر دانستن
jdm. etwas anlasten
۱. کسی را مسبب کاری دانستن/ در کاری مقصر دانستن، چیزی را نسبت دادن به
tr. jmdm. etwas anlasten; [*][hat]
کسی را در کاری مقصر دانستن
jdm. etwas anlasten