• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    anhauchen

    transitiv

    ۱. ها کردن (آینه، دست ها برای گرم شدن، عینک ...)

    etwas anhauchen; [*][hat]

    ۲. (به طرف کسی)‌ ها کردن

    jmdn anhauchen; [*][hat]

    ۳. گرایش مارکسیستی داشتن

    marxistich angehaucht sein

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی