• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    anbändeln

    intransitiv

    ۱. روی هم ریختن با، کسی را به تور زدن/ انداختن؛ رابطه (سطحی عاشقانه) برقرار کردن

    anbändeln mit (Annäherungsversuche machen); [*][hat]

    ۲. در افتادن با

    anbändeln mit (Streil anfangen)

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی