• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    abspulen

    transitiv

    ۱. (از قرقره، کلاف) باز کردن؛ در آوردن

    [*] [hat]

    مثال‌ ها:

    شعری را (نطقی را) به شکل خسته کننده و تکراری بیان کردن

    eine Rede (ein Gedicht) abspulen

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی