abseits
۱. (کمی) دور؛ به دور از؛ پرت
entfernt; adv.
مثال ها:عبارات کاربردی:
ایستگاه راه آهن کمی (از شهر) دور است
der Bahnhof steht etwas abseites (von der Stadt)
به دور از سر و صدای شهر بزرگ
abseites von Großstadtlärm
کمی دور بودن
etwas abseits liegen
در آف ساید بودن (فوتبال)
abseits stehen (sein)
خود را کنار کشیدن، دوری کردن، دوری جستن، کناره گرفتن
sich abseits halten; abseites stehen