wort dictionary

abschwenken

intransitiv

۱. تغییر جهت دادن، جهت خود را تغییر دادن؛ پیچیدن (به جهتی)؛ چرخیدن (به جهتی)

itr., ist (Truppe usw.)

۲. چیزی را عوض کردن/ تغییر دادن، برگشتن از؛ منحرف شدن از؛ منصرف شدن از

itr., ist (von einer Ansicht usw.)

۳. تکاندن؛ آب کشیدن

tr. (Tropfen; Glas usw.)