abschließen
transitiv۱. پرتاب کردن، انداختن، رها کردن
Rateke, Tropedo, Pfeil usw.
۲. تیر شلیک کردن/ خالی کردن/ در کردن ( به طرف)؛ آتش کردن
abschließen auf Akk.(Gewehr usw.)
۳. با تیز زدن
Vogel, Wild, Person usw.
۴. (زدن و) سرنگون کردن؛ منهدم کردن، انداختن
Flugzeug; Panzer, Schiff usw.
۵. (تیر زدن و) قطع کردن
Körperteil
مثال ها:
در جنگ هردو پایش مورد اصابت قرار گرفت و قطع شد
im Krieg wurden ihm beide Beine abgeschossen
۶. ساقط کردن، از کار برکنار کردن؛ [نیز:] از شر کسی خلاص شدن، دک کردن
aus dem Amt entfernen