wort dictionary
FADE

ablösen

transitiv

۱. (با احتیاط) جدا کردن (از)،‌ کندن (از)

tr.; von (Breifmarke, SChale usw.)

۲. ورآمدن؛ جدا شدن (از)؛ کنده شدن (از)

sich ablösen (von) (Farbe, Haut, Sohle)

۳. به جای کسی کار کردن، کار کسی را بر عهده گرفتن؛ جای/ پست خود را عوض کردن با

tr. (jmdn. ablösen)

مثال‌ ها:

جای همکاری کار کردن

einen Kollegen (bei der Arbeit) ablösen

موقع گاروزدن جایش را با من عوض کردن

er löste mich beim Rudern ab

جای کسی را گرفتن؛ جای کسی کار کردن؛ جانشین کسی شدن

jdn. ablösen

قراول را عوض کردن؛ پست نگهبانی را تحویل گرفتن

die Wache ablösen

۴. نوبت/ جا/ پست عوض کردن، (نوبت) به نوبت انجام دادن، نوبتی انجام دادن [عا]

sich ablösen (einander ablösen)

مثال‌ ها:

پزشکان نوبت عوض می کردند

die Ärzte lösten sich/ einander ab

نگهبانی شب را بنوبت انجام دادن

sich bei der Nachtwache ablösen

۵. در پی چیزی فرارسیدن، به دنبال چیزی آمدن؛ جای خود را دادن به، جانشین چیزی شدن

tr. (folgen auf)

۶. به دنبال هم آمدن، در پی یکدیگر فرا رسیدن

sich abslösen (aufeinander folgen)

۷. جایگزین چیزی شدن، جای چیزی را گرفتن، جانشین چیزی شدن

tr. (ersetzen)

مثال‌ ها:

فیلم ناطق جایگزین فیلم صامت شد

der Tonfilm löste den Stummfilm ab

۸. باز پرداخت/ مستهلک کردن

tr. (Anleihe, Schuld usw.)