Vermögen
dasPlural: Vermögen
Genitiv: s
۱. توانایی، قدرت؛ قابلیت؛ قوه
unz. (Kraft, Fähigkeit)
مثال ها:
تواناییِ او در به شوق آوردنِ مردم
sein Vermögen, die Menschen zu begeistern
۲. دارایی، اموال؛ [نیز:] ثروت، تمول؛ پولِ کلان / هنگفت
Besitz, Reichtum
مثال ها:عبارات کاربردی:
دار و ندارِ خود را / مایملکِ خود را از دست دادن
sein ganzes Vermögen verlieren
درآمدِ هنگفتی داشتن، پولِ کلانی در آوردن
ein Vermögen verdienen
(برایم) یک عالم خرج برداشته
das hat (mich) ein Vermögen gekostet ugs.
۳. قدرت، نیرو
[Bauingenieurwesen]
۴. قابلیت، استعداد
[Bauingenieurwesen]