Übermacht
diePlural: Übermacht
Genitiv: NULL
۱. برتری، تفوق؛ نیروی (نظامی) برتر، برتری قوا، قدرت مافوق
مثال ها:
برتری (نظامی) دشمن
die feindliche Übermacht
برتری/ تفوق داشتن، برتر بودن
in der Übermacht sein
۱. برتری، تفوق؛ نیروی (نظامی) برتر، برتری قوا، قدرت مافوق
برتری (نظامی) دشمن
die feindliche Übermacht
برتری/ تفوق داشتن، برتر بودن
in der Übermacht sein