Sprachrohr
dasPlural: Sprachrohre
Genitiv: s
۱. بلندگوی دستی، مگافون
Megaphon
عبارات کاربردی:
نظر دیگران را بیان کردن
jds. Sprachrohr sein
۲. ارگان؛ [مج:] بلندگو، سخنگوی تبلیغاتی
Zeitschrift
۱. بلندگوی دستی، مگافون
Megaphon
نظر دیگران را بیان کردن
jds. Sprachrohr sein
۲. ارگان؛ [مج:] بلندگو، سخنگوی تبلیغاتی
Zeitschrift