Sperenzchen
diePlural: Sperenzchen
Genitiv: NULL
۱. دردسر، گرفتاری، مزاحمت؛ [نیز:] ادا و اطوار، لوس بازی
Pl.
مثال ها:
ایجاد مزاحمت کردن، دردسر درست کردن، لوس بازی درآوردن
Sperenzchen machen
۱. دردسر، گرفتاری، مزاحمت؛ [نیز:] ادا و اطوار، لوس بازی
Pl.
ایجاد مزاحمت کردن، دردسر درست کردن، لوس بازی درآوردن
Sperenzchen machen