wort dictionary

Rückschlag

der
Plural: Rückschläge
Genitiv: (e)s

۱. شکست، ناکامی؛ [نیز:] مشکل، گرفتاری؛ وخیم شدن ناگهانی اوضاع، عدول، پس روی

مثال‌ ها:

وضع به طور غیر مترقبه ای بد شدن

einen unerwarteten Rückschlag erleiden

۲. عود، برگشت بیماری

Rückfall

۳. ضربه ی متقابل؛ ضربه ی برگشت (توپ)

۴. لگد (در تفنگ)

eines Gewehrs