wort dictionary

Rennen

das
Plural: Rennen
Genitiv: s

۱. مسابقه؛ مسابقه ی دو/ (اسب) سواری/ اتومبیل رانی/ دوچرخه سواری

Wettrennen

مثال‌ ها:

از دور مسابقه کنار رفتن؛ قطع امید کردن

das Rennen aufgeben

شانس پیروزی/ موفقیت داشتن

gut im Rennen liegen

عبارات کاربردی:

مسابقه ی بی برنده/ دو برنده ای، مسابقه ای که مسابقه دهنده ها همزمان به هدف می رسند

totes Rennen (Sp.)

برنده/ پیروز/ اول شدن؛ موفق شدن

das Rennen machen