• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    Nachkomme

    der
    Plural: Nachkommen
    Genitiv: n

    ۱. بازمانده [ج: بازماندگان]، خلف [ج: اخلاف]، نسل، زاده؛ فرزند، (در جمع) اولاد

    مثال‌ ها:

    اولادی نداشتن

    ohne Nachkommen sterben

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی