Kreuzverhör
dasPlural: Kreuzverhöre
Genitiv: s
۱. بازپرسی، استنطاق (از شاهد)؛ [مج:] سین جیم ، سؤال پیچ
مثال ها:
از کسی بازپرسی کردن؛ [مج:] کسی را سین جیم/ سوال پیچ کردن
jdn. Ins Kreuzverhör nehmen
۱. بازپرسی، استنطاق (از شاهد)؛ [مج:] سین جیم ، سؤال پیچ
از کسی بازپرسی کردن؛ [مج:] کسی را سین جیم/ سوال پیچ کردن
jdn. Ins Kreuzverhör nehmen