Knolle
diePlural: Knollen
Genitiv: NULL
۱. تکمه، غده (عقده) روی ریشه ی گیاه مثل سیب زمینی)
مثال ها:
تکمه دادن
Knollen bilden
۲. گره، برآمدگی، قلنبگی
۱. تکمه، غده (عقده) روی ریشه ی گیاه مثل سیب زمینی)
تکمه دادن
Knollen bilden
۲. گره، برآمدگی، قلنبگی