Kniefall
derGenitiv: s
۱. عمل زانو زدن
مثال ها:
جلوی کسی به زانو افتادن/ درآمدن، جلوی کسی زانو زدن، به زانوی کسی افتادن
einen Kniefall vor jmdm. machen [auch fig.]
۱. عمل زانو زدن
جلوی کسی به زانو افتادن/ درآمدن، جلوی کسی زانو زدن، به زانوی کسی افتادن
einen Kniefall vor jmdm. machen [auch fig.]