wort dictionary

Klumpen

der
Plural: Klumpen
Genitiv: s

۱. تکه؛ تکه ی قلنبه؛ [در سس و غیره:] گلوله (به صورت گلوله درآمده)، دلمه؛ لخته (خون)

مثال‌ ها:

گلوله/ قلنبه شدن، گلوله گلوله شدن، به شکلِ گلوله درآمدن

sich zu Klumpen ballen

کلوخ

ein Klumpen Erde