Katz
die۱. (کاربرد به صورت زیر:)
عبارات کاربردی:
(همه اش) برای هیچ و پوچ
(alles) für die Katz!
کسی را بازی دادن، با کسی موش و گربه بازی کردن
mit jdm. Katz(e) und Maus spielen; Katz und Maus mit jdm. spielen
بیهوده (بی فایده؛ بیخودی) بودن
für die Katz sein