wort dictionary

Jammer

der
Plural: Jammer
Genitiv: s

۱. گریه و زاری، آه و ناله، مویه، آه و واخ، فغان

(laute Klage)

۲. فلاکت، نکبت؛ رقت، دلخراشی؛ سیه روزی

Elend

مثال‌ ها:

فلاکت از سر و روی آنان می بارید، منظره ی نکبت باری داشتند

sie boten ein Bild des Jammers

عبارات کاربردی:

رقت انگیز بودن، اسفناک بودن، باعث تاسف بودن

ein Jammer sein

۳. خیلی حیف خواهد شد که ...، مایه ی تأسف خواهد بود که ...

es wäre ein Jammer, wenn ...

۴. درد، بدبختی، رنج

(Kummer, Verzweiflung)

عبارات کاربردی:

دردآور این است که می بینیم ...

es ist ein Jammer zu sehen, wie ...