Glücksfall
derGenitiv: (e)s
۱. بختِ خوش، شانس [عا]، اتفاق خیر، پیش آمد خوب؛ خوشبختی
مثال ها:
از بختِ خوش
durch einen Glücksfall
خوشبختیِ محض بود که، عجیب شانس آوردیم که [عا]
es war ein reiner Glücksfall, dass
۱. بختِ خوش، شانس [عا]، اتفاق خیر، پیش آمد خوب؛ خوشبختی
از بختِ خوش
durch einen Glücksfall
خوشبختیِ محض بود که، عجیب شانس آوردیم که [عا]
es war ein reiner Glücksfall, dass