wort dictionary

Glosse

die
Plural: Glossen
Genitiv: NULL

۱. تفسیر (کوتاه و طنزآلود)

(in der Presse)

مثال‌ ها:

موردِ تفسیرهای متعدد قرارگرفتن

Gegenstand zahlreicher Glossen werden

عبارات کاربردی:

کسی/ چیزی را مسخره‌ کردن/ دست‌ انداختن، راجع به کسی یا چیزی به تمسخر چیزی گفتن (اشاره ای کردن)

seine Glossen über jdn. oder etwas machen

۲. شرح، تفسیر؛ حاشیه(نویسی)

Ling. (Texterläuterung)